تبليغاتX
شیخ آخوند آنلاین کمیابترین کدهای جاوا
پاسخ به سوالات دینی و شرعی

 سوره انعام از سوره هاى مكى و داراى 165 آيه مى باشد.

موضوع اين سوره مبارزه با انواع شرك و بت پرستى است.

تمامي آيات اين سوره يكجا نازل شده است و همه آن مكى است.

در رواياتى كه پيرامون فضيلت اين سوره وارد شده كرارا مى خوانيم: سوره انعام را هفتاد هزار

 فرشته ، به هنگام نزول بدرقه كردند، و كسى كه آن را بخواند] و در پرتو آن روح و جانش از

 سرچشمه توحيد سيراب گردد[ تمام آن فرشتگان براى او آمرزش مى طلبند!
.

هدف اساسى اين سوره ، همانند ساير سوره هاى مكى ، دعوت به اصول سه گانه توحيد و نبوت و

 معاد است ، ولى بيش از همه روى مساله يگانه پرستى و مبارزه با شرك و بت پرستى دور مى زند،

 به طورى كه در قسمت مهمى از آيات اين سوره روى سخن به مشركان و بت پرستان است ، و به

 همين مناسبت گاهى رشته بحث به اعمال و كردار و بدعتهاى مشركان مى كشد.

در هر صورت تدبر و انديشه در آيات اين سوره كه آميخته با استدلالات زنده و روشنى است ، روح

 توحيد و خدا پرستى را در انسان زنده كرده ، و پايه هاى شرك را ويران مى سازد، و شايد به خاطر

 همين موضوع واحد وبهم پيوستگى معنوى بوده كه همه آيات آن يكجا نازل گرديده است .

و نيز به خاطر همين موضوع است كه دقت در آيات اين سوره ميتواند روح نفاق و پراكندگى را از

 ميان مسلمانان برچيند،گوشها را شنوا، و چشمها را بينا و دلها را دانا سازد.

نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 17:38 | لینک  | 


آخرين آيه سوره آل عمران ، محتوى يك برنامه جامع چهار ماده اى براى عموم مسلمين مى باشد.


1 -: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد در برابر حوادث صبر وايستادگى كنيد)) (يا ايها الذين آمنوا اصبروا).


ريشه اصلى هر گونه پيروزى مادى و معنوى  يک چيز مهم است: صبر و استقامت در برابر

 مشكلات و هوسها و حوادث .

 لذا على (عليه السلام ) در كلمات قصارشان آنرا به منزله سر براي بدن معرفى كرده : ((ان الصبر

 من الايمان كالراءس من الجسد)).

2 - در مرحله دوم قرآن به افراد با ايمان دستور به صبر و استقامت در برابر دشمن مى دهد:

((
و در برابر دشمنان نيز استقامت به خرج دهيد)) (و صابروا).

نکته لغوی:((صابروا)) از ((مصابره )) (از باب مفاعله ) به معنى صبر و استقامت در برابر

 صبرو استقامت ديگران است ؛ چنانچه مکالمه به معني تکلم کردن در برابر تکلم ديگران است

 ،يعني کاري دو جانبه است ؛  در اينجا يک جانب فرد مومن است و جانب ديگر دشمن اوست که

 ممکن است هواي نفس او يا هر دشمن خطرناک ديگري باشد.

3 - در مرحله سوم به مسلمانان دستور آماده باش در برابر دشمن و مراقبت دائم از مرزها و

 سرحدات كشورهاى اسلامى مى دهد: ((از مرزهاى خود، مراقبت به عمل آوريد)) (و رابطوا).

اين دستوربراي پيشگيري است و به خاطر آن است كه مسلمانان هرگز گرفتار حملات غافلگيرانه

 دشمن نشوند؛ اين دستور شامل آمادگي در برابر حملات شيطان و هوسهاى سركش نيز مي شود، تا

 باعث غافلگير شدن نگردند؛ لذا
در بعضى از روايات از على عليه السلام اين جمله (از مرزهاي

 خود مراقبت کنيد)به مواظبت و انتظار نمازها يكى بعد از ديگرى تفسير شده است ، زيرا كسى كه با

عبادت مستمر و پى در پى دل و جان خود را بيدار مى دارد همچون سربازى است كه در برابر

دشمن حالت آماده باش به خود گرفته است .

نکته لغوي :{جمله ((رابطوا)) از ماده ((رباط)) گرفته شده ، و آن در اصل به معنى بستن چيزى در

 مكانى است (مانند بستن اسب در يك محل ) و به همين جهت به كاروانسرا ((رباط)) مى گويند و

 ((ربط قلب )) به معنى آرامش دل و سكون خاطر است ، گويا به محلى بسته شده است و

((
مرابطه
))به معنى مراقبت از مرزها آمده است ، زيرا سربازان و مركبها و وسايل جنگى را در آن

 محل نگاهدارى مى كنند.}
خلاصه اينكه ((مرابطه )) معنى وسيعى دارد كه هر گونه آمادگى

 براىدفاع از
خود و جامعه اسلامى را شامل مى شود.

در فقه اسلامى نيز در باب جهاد بحثى تحت عنوان ((مرابطه )) يعنى آمادگى براى حفظ مرزها در

 برابر هجوم احتمالى دشمن ديده مى شود كه احكام خاصى براى آن بيان شده است . (براى كسب

 اطلاع بيشتر به كتب فقهى مراجعه شود).

در بعضى از روايات به علماء و دانشمندان نيز ((مرابط)) گفته شده است امام صادق (عليه السلام )

 طبق روايتى مى فرمايد: ((علماء شيعتنا مرابطون فى الثغر الذى يلى ابليس و عفاريته و يمنعونه عن

 الخروج على ضعفاء شيعتنا و عن ان يتسلط عليهم ابليس ))؛((دانشمندان پيروان ما همانند

 مرزدارانى هستند كه در برابر لشكر ابليس صف كشيده اند و از حمله كردن آنها به افرادى كه قدرت

 دفاع از خود ندارند جلوگيرى مى كنند)).

در ذيل اين حديث مقام و موقعيت آنها برتر و بالاتر از افسران و مرزدارانى كه در برابر هجوم

 دشمنان اسلام پيكار مى كنند شمرده شده است و اين به خاطر آن است كه آنها نگهبانان عقايد و

 فرهنگ اسلامند در حالى كه اينها حافظ مرزهاى جغرافيايى هستند، مسلما ملتى كه مرزهاى عقيده

 اى و فرهنگى او، مورد حملات دشمن قرار گيرد و نتواند به خوبى از آن دفاع كند در مدت كوتاهى

 از نظر سياسى و نظامى نيز شكست خواهد خورد.

4 – بالاخره چهارمين و  آخرين دستور اين ايه كه همچون چترى بر همه دستورات سابق سايه

 مى افكند دستور به پرهيزكارى است (و اتقوا الله ).

((استقامت )) و ((مصابره )) و ((مرابطه )) بايد آميخته با تقوى و پرهيزكارى باشد يعني با انجام

 واجبات و ترک محرمات توام باشد.

در پايان آيه مى فرمايد: ((شما در سايه به كار بستن اين چهار دستور، مى توانيد

رستگار شوید و با تخلف از آنها راهى به سوى رستگارى نخواهيد داشت )) (لعلكم تفلحون ).


(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

(آل عمران/200)

ترجمه :

200 - اى كسانى كه ايمان آورده ايد! (در برابر مشكلات و هوسها) استقامت كنيد و در برابر دشمنان

 (نيز،) پايدار باشيد و از مرزهاى خود، مراقبت كنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد!




نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 23:45 | لینک  | 


به لطف الهی ایام تبلیغی ماه مبارک رمضان نیزبه خوبی و توفیق فراوان به پایان رسید.

تبلیغ امسال در شهرستانی سرد سیر در استان فارس بودم.

این شهرستان به فاصله ای تقریبا مساوی با شهر های یزد ، شیراز و اصفهان واقع شده است.

شاید اگر با پرگار دایره ای به مرکزیت این شهرستان و با شعاعی به اندازه فاصله آن تا شیراز

 رسم کنیم، این دایره از اصفهان و یزد هم عبور کند!

به لحاظ مرکزیت جالبی که این شهرستان از نظر جغرافیایی نسبت به شهر های مهم در اطراف خود دارد

در گذشته های بسیار دور مورد توجه خاص پادشاهان و حاکمان بوده است،

به نحوی که فتح این نقطه به منزله کلید فتح مناطق مهم دیگر در اطراف آن  بوده، لذا نام آنهم دارای معنای کلید است.

بعضی از آثار باستانی این شهرستان مربوط به 2500(دو هزار و پانصد )سال پیش است!

این مطلب قدمت و اصالت این شهرستان را اثبات می کند.

کل این شهرستان در حال حاضر دارای صدو ده هزار نفر جمعیت می باشد

 که پنجاه و دو هزار نفر آنها در


شهر و بقیه در روستاها(بالغ بر هشتاد روستا) زندگی می کنند.

اگر چه این شهرستان سرد سیر است ولی مردمی خون گرم و صاف و ساده دارد.

نام این شهرستان (اقلید  «eghlid») است که عربی شدهٔ همان کلمه ٔ (کلید) است!

محله ای که بنده برای تبلیغ رفتم ،محله ای بود در مرکز شهر بنام محله (عَصّٰار).

به لطف الهی توفیقات بسیار زیاد بود .

الحمد لله الذی هدانا لهذا .





نوشته شده توسط محمد مسعودی در ساعت 23:10 | لینک  |