تبليغاتX
شیخ آخوند آنلاین
روبرتو مارونی" ROBERTO MARONI"وزیر کشور ایتالیا در سخنانی تامل برانگیزو تحسین آمیز  در مورد حجاب  گفت:

تابلوهای نقاشی که از مریم مقدس ارائه شده است عمدتا او را همراه با حجاب نمایش میدهد،با اینحال من چگونه میتوانم قانونی را تصویب کنم که از حجاب منع میکند؟


+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 و ساعت 17:38 |
توفیق حکومت دینی در گرو چیست؟

(گفتارویدئویی کوتاه از آیت الله خوشوقت)

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 و ساعت 16:14 |


آيت الله حائری شيرازی:

سراسر جهان به سوی حکومت خدا به پیش می رود. می گویی مگر ممکن است؟ می گوییم، حکومت جهانی شیطان که تشکیل شد، تعجب نکردی اما از حکومت جهانی خدا تعجب می کنی؟

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 و ساعت 21:21 |

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در یکی از برنامه های تلویزیونی پایان هفته خود، بحثی را در باره لزوم مایوس

نشدن انسانها از برخی ناتوانیهای خود مطرح کرد.


وی اظهار داشت:

من خودم به درد آخوندی نمی‌خوردم. یک عده هم غصه من را می‌خوردند و می‌گفتند: قرائتی تو در اخلاق که

گیر داری، صدا هم که نداری، نمی‌توانی روضه هم بخوانی، پس به چه درد آخوندی می‌خوری؟ و لذا در یک

روستا هم که رفتم مرا بیرون کردند. گفتند: تو نمی‌توانی روضه بخوانی. مرا بیرون کردند، یعنی نامه نوشتند به

امام جمعه کاشان آیت‌الله یثربی که ما این شیخ را نمی‌خواهیم. روضه می‌خواندم و مردم می‌خندیدند.(خنده

حضار).


هرچه روضه می‌خواندم مردم می‌خندیدند. نامه نوشتند بابا این را نمی‌خواهیم. من ،قرائتی روضه‌خوان

ورشکسته هستم. بعد پای تخته سیاه آمدم گل کرد. اگر کسی در کنکور رفوزه می‌شود نگوید: خاک بر سرم!

دو سال است پشت کنکور ماندم. برو خیاطی کن ممکن است لباس عروس بدوزی دویست هزار تومان مزدش

بشود. چه کسی گفته شما حتماً دانشگاه بروی؟ ممکن است کسی در دانشگاه رد شود و در حوزه قبول

شود. در حوزه رد شود و در تجارت موفق شود. حدیث داریم اگر در یک شغلی شکست خوردید، نگویید: بخت

من بد است. شغلت را عوض کن.

منبع:اینجا


+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در شنبه پانزدهم بهمن 1390 و ساعت 23:42 |

دو راهی فرافکنی و اعتراف

(گفتاری از حجة الاسلام و المسلمین، استاد حسن عرفان)

امامان معصوم علیهم السلام به ما آموخته اند که اعتراف به گناه مهم ترین وسیله

قرب الهی است. اعتراف به گناه یعنی گریز از فرافکنی در دعای کمیل می خوانیم:

«ظلمت نفسی و تجرأت بجهلی؛ خدایا من به خودم ظلم کردم و راه خویش را

گمراهانه انتخاب کردم» این که ما خودمان را مقصر بدانیم، وسیله ای بزرگ برای

تقرب به خداوند متعال است. در مناجات شعبانیه نیز می خوانیم: «فقد جعلت

الاقرار بالذنب الیک وسیلتی؛ خدایا من اعتراف به گناه خود را وسیله ای برای

رسیدن به سوی تو قرار دادم.» اعتراف به گناه مهم ترین وسیله تقرب به خدای

متعال است. در بعضی از دعاها آمده است « لاتخرجنی عن التقصیر؛ خدایا چنان

کن که ما از مقصر دانستن خویش خارج نشویم.» منظور از مقصر دانستن خویش به این معنا است که فرافکنی نکنیم.

چیستی فرافکنی

نسبت دادن اشتباهات به دیگران به معنای «فرافکنی» است. تمام مجرمان جهان

براساس حب ذاتی و غروری که دارند فرافکنی می کنند. به این معنا که جرم و بزه

کاری خود را گردن دیگران می اندازند.

شیوه های فرافکنی

1 . گناه خویش را گردن دیگران انداختن: مصداق این فرافکنی ابلیس است. او که

خود مقصر بود و براساس غرور و تکبر  به حضرت آدم سجده نکرد گناه خویش را به

خدای متعال نسبت داد و گفت: « ربّ بما اغویتنی؛ خدایا به آن جهت که تو مرا

گمراه کرده ای» برآدم سجده نکردم.

2 . کم کاری و تنبلی خود را به خدای متعال نسبت دادن: بسیاری می گویند خدا نخواست ما ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در شنبه پانزدهم بهمن 1390 و ساعت 21:35 |

عکسی به یاد ماندنی از آیت الله مصباح و آیت الله العظمی بهجت

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در شنبه پنجم آذر 1390 و ساعت 0:11 |

حجت الاسلام و المسلمین دکتر جلالی مسئول دفتر آيت‌الله مصباح یزدی در گفت‌وگوی مفصل با سایت خبری ماهان نیوز مطالب جالب و قابل توجهی را درباره شخصیت آیت الله مصباح یزدی و فعالیت موسسه امام خمینی(ره)، جریان انحرافی و جبهه پایداری مطرح کرد.

جلالی متولد 1341 است. وی همزمان با تحصیل خارج فقه و اصول موفق شده است دکترای خود را در رشته روانشناسی بالینی بگیرد. وي را اگرچه غالب بسیجی های کرمانی به خاطر 25 ماه حضور در جبهه ها می‌شناسند اما شهرت این سال های او بیشتر بر می‎گردد به همراهی با حضرت آیت الله مصباح و سخنرانی ها و موضع گیری ها در برابر جریان فتنه.

بیش از یک دهه برعهده داشتن مسوولیت دفتر آیت الله مصباح و تالیفات متعدد در موضوعاتی چون اشتغال زنان، کنترل جمعیت،حکومت اسلامی و تدریس در حوزه و دانشگاه از وي چهره ای سیاسی، علمی نشان می دهد.

حضرتعالی مدت زمان طولانی در موسسه امام خمینی حضور داشته و از نزدیک با حضرت آیه الله مصباح حشر و نشر داشته اید. اگر ممکن است قدری ابعاد شخصیتی ایشان را بیان بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. ویژگی برجسته حضرت آیت الله مصباح یزدی عمل بر مبنای تکلیف است. ایشان فردی است که به دنبال تشخیص وظیفه و عمل به آن است. خیلی به فکر نتیجه و اینکه چه کسی خوشش می آید و چه کسی بدش می آید نیست. ایشان مصداق بارز حدیث امام باقر(ع) خطاب به جابر است که َ وَ اعْلَمْ بِأَنَّكَ لَا تَكُونُ لَنَا وَلِيّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْكَ أَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ يَحْزُنْكَ ذَلِكَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ يَسُرَّكَ ذَلِكَ وَ لَكِنِ اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى مَا فِي كِتَابِ اللَّه. يا جابر بدان ولايت ما را نداري مگر اينگونه باشي که اگر همه اهل شهر بگويند تو آدم بدي هست، ناراحت نشوي و اگر همه بگويند تو آدم شايسته اي هستي از حرف آنها خوشحال نگردي، بلکه اعمالت را بر کتاب خدا عرضه کن...

در زمان اصلاحات بسیاری از مسئولین و شخصیت ها به آیت الله مصباح تذکر می دادند که دست از این مخالفت با اصلاح طلبان بردار، ایشان در پاسخ اعتراض ها و تذکرها می گفت که تکلیف من این است و من به وظیفه خودم عمل می کنم. این تکلیف مداری و وظیفه مداری خیلی در ایشان برجسته است.

ویژگی دیگر ایشان حساسیت بالا نسبت به انحراف است. آیت‌الله مصباح فردی است که در تشخیص جريان هاي انحرافي فوق العاده قوي است و سریع متوجه انحراف می شود.

به همین جهت در طول این پنجاه شصت سال که در جریان شکل گیری انقلاب هستیم نمی توان اشتباهی بارز در مسیر ایشان پیدا کرد. درصد خطای ایشان خیلی پائین است. از جريان هاي انحرافي قبل از انقلاب تا جريان ها و اشخاص منحرف بعد از انقلاب. در برخی از برهه ها ایشان در برخورد با جريان هاي انحرافي تنهای تنها بوده است. به نظر می رسد که این توان تشخیص بالا نسبت به انحراف، به جهت تلمذ و همراهی است که با حضرت امام خميني(ره)، علامه طباطبایی و آیت الله بهجت داشته اند.

ویژگی مهم دیگر، شجاعتی است که ایشان دارند. بعضی ها در تبیین مسائل انحرافی و ایستادگی در برابر آن مماشات و مدارا می کنند؛ اما ایشان اگر در جایی انحرافی را تشخیص دادند بدون ملاحظه و مماشات با شجاعت آن را بیان می کنند که این خود ریشه در تکلیف گرایی و وظیفه گرایی ایشان دارد.

نکته بعد، نیاز شناسی و زمان شناسی ایشان است. آیت الله مصباح مقتضيات زمان را به خوبی می شناسند و نیازهای زمان را به خوبی درک می کنند؛ در نتیجه همواره حرکتی را انتخاب می کنند که دقیقا مورد نیاز و اثر گذار است. یک وقتی در مشهد به ایشان عرض کردم که ما می خواهیم تکلیف گرا و تکلیف مدار باشیم اما خود تشخیص تکلیف مهم است. از کجا بفهمم امروز وظیفه ام چيست؟ ایشان فرمودند: اينجا دو مرحله است یکی تشخیص تکلیف و دیگری انجام تکلیف. خود تشخیص وظیفه کمتر از جهاد اکبر نیست. نوعی جهاد اکبر است. فهمیدم که خیلی کار دشواری است که انسان بفهمد وظیفه اش در زمان کنونی چیست.

بر اساس همین ویژگی ها و خصوصیات ممتاز بود که مقام معظم رهبری ایشان را عقبه تئوریک نظام خواندند و فرمودند که آیت الله مصباح نه تنها خلأ شهید مطهری بلکه استاد ایشان علامه طباطبایی را نیز پر کرده است.

از ویژگی های دیگر آیت الله مصباح ارادت خاص ایشان به ولی امر مسلمین مقام معظم رهبری است. ایشان بارها می فرمودند که من خدا را شاکر هستم که اگر توفیق زیارت امام زمان(عج) را نداشتم در زمان نائب ایشان حضور دارم و در خدمت ایشان هستم.

در یکی از جلساتی که اخیرا با اعضای جبهه پایداری داشتند فرمودند والله قسم من در زمان حاضر نزدیک ترین فرد به معصوم را مقام معظم رهبری می دانم و فاصله ایشان با دیگران بسیار زیاد است.

آیت الله مصباح با وجود اینکه از لحاظ سنی 5 سال از آقا بزرگتر است و سالها در محضر علامه طباطبایی و آیت الله بهجت کسب معرفت کرده است و از حکما و علمای بزرگ حوزه های علمیه محسوب می شود ،الگویی است برای ما که بفهیم ما باید نسبت به آقا چگونه باشیم و چگونه باید عمل کنیم.

در زمان اصلاحات تنها کسی که به ایشان تذکر نداد مقام معظم رهبری بود؛ ایشان در پاسخ به اعتراضاتی که به ایشان می شد گفته بود هر موقع حضرت آقا به من گفتند ساکت بشوم ساکت می شوم؛ چون امر ایشان برایم حجت است و من تابع ولایتم. البته این برخاسته از محبتی است که ایشان به اهل بیت علیهم السلام دارد. چون طبیعی است که وقتی انسان محبت خالص به اهل بیت داشته باشد این محبت به نائب امام زمان سرایت می کند..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در دوشنبه چهارم مهر 1390 و ساعت 18:18 |
زندگی طلبگی مرحوم حجت الاسلام و المسلمين مهندسي از زبان خودش

زندگی طلبگی مرحوم حجت الاسلام و المسلمين مهندسي از زبان خودش

*لطفا درباره چگونگي ورود به حوزه علميه براي شنودندگان راديو معارف توضيح دهيد؟

- در سالهای دهه پنجاه هجری شمسی و بعد از اتمام تحصيلات دبيرستان در شهرستان آباده شيراز، تصميم بر ادامه تحصيل در دانشگاه داشتم و اصلا فكر طلبگي در من نبود. براي آمادگي كنكور مصمم شدم به تهران بروم. درآن موقع مركز خوارزمي شماره يك از معروف ترين و معتبرترين مراكز آمادگي كنكور بود آن موقع شهريه به صورت ماهانه دريافت مي شد من شهريه ماه اول را پرداخت كردم و مشغول به تحصيل در رشته رياضي شدم بعد از گذشت يك ماه، ماه رمضان بود كه برگشتم آباده بعد از سپري شدن ماه رمضان تمايل به تحصيل در علوم ديني و طلبگي در خود  احساس كردم هيچ مشوقي هم نداشتم و هرچه بنده فكر مي كنم كه چه عاملي بصورت ظاهر در آن زمان طاغوت باعث شد كه به حوزه علاقمند شوم به صورت ظاهر پيدا نكردم بلكه به عكس موانع بسيار زيادي سر راه ما بود.

اما به لطف الهي كه واقعا من اين طلبگي را لطف و عنايت خداي مي دانم بدون هيچ مشوقي ، بدون هيچ پيشنهادي بدون اينكه كسي حتي به اندازه يك جمله بگويد كه برو دنبال طلبگي و يا اينكه فضاي شهرمان فضاي روحانيت باشد، حوزه هاي علميه داشته باشد يا با كساني كه رفيق روحاني يا طلبه داشته يا در فاميل يا بستگان روحاني داشته باشيم هيچ كدام از اين عوامل نبود اما عنايت الهي بود مخالفت هاي بسيار زيادي انجام مي گرفت از نزديكان گرفته تا دوست و رفيق همشهري هركس كه از راه مي رسيد قربت الي الله نصيحت مي كرد كه اين كار را نكن، اگر با نصيحت نمي شد با متلك من را مي خواستند از اين تصميم منصرف كنند.

بالاخره با عنايت خداي ما وارد نظام فكري حوزوي شديم، خوب حالا مانع سربازي سر راه ما واقع شد و مجبور شدم باز دوسال سربازي را پشت سر بگذاريم و با فاصله هاي كه افتاد در اواخر سال 1353 وارد حوزه علميه قم شدم و تقريبا از اوايل 1354 درس وبحث رسمي طلبگي من آغاز شد تا اكنون كه در خدمت شما هستم ادامه دارد.

*آيا براي ورود به حوزه علميه با كسي مشورت كرديد؟

 -يادم هست در تهران بوديم يك روز با يكي از همشهريانم كه براي كلاس هاي كنكور رفته بوديم تهران به مسجدي براي نماز ظهر و عصر رفته بوديم خوب بچه شهرستان بوديم و درتهران خيلي احساس غربت مي كرديم  مسجد درنزديكي دانشگاه تهران بود، نماز كه تمام شد من سر به سجده گذاشتم خيلي دلم شكست حالا اين چه احساسي بود كه بايد اينجا شكل مي گرفت اين ها مسائل ماوراي اين بحث ظاهري است آنجا اين دعا بر زبان ما جاري شد "خدايا آنچه خير و مصلحت ما هست انجام بگيرد" دقيقا همان شب بود بعد از مغرب وعشاء كه اين فكر به ذهن ما افتاد و پيشنهاد دادم به دوستم كه بيا بجاي اينكه اينجا كلاس ها را برويم چون يكسري فشارهاي جانبي روي كار بود بريم شهرستان كه اين فشارها را نداشته باشيم و كنكور مكاتبه اي باشد

آمديم شهرستان در ايام ماه مبارك رمضان روحاني شهرمان آن موقع حاج آقاي كرماني بود ايشان بحث اعتكاف را براي اولين بار در آن شهرستان مطرح كردند يك فرهنگي كه اصلا با مردم مأنوس نبود  هفت  ياهشت نفر از بازاريان و حاجي هاي مسجد تصميم گرفتند معتكف بشوند من هم خوب به عنوان جواني كه علاقه به مسجدداشت رفتيم اجازه بگيرم كه آيا مي توانم معتكف شوم ايشان گفتند بله چرا اجازه نيست خانه خدا است چه مانعي دارد بيايد ما هم رفتيم معتكف شديم عجيب اين است كه شبهاي اعتكاف و شبهاي احياي بود كه اعتكاف كرده بوديم به هيچ وجه دعای من اين نبود كه  در كنكور امسال  موفق بشم مرتب دعا اين بود كه آنچه خير است براي ما پيش بيايد تا اينكه ماه مبارك رمضان گذشت من يك وقت حس كردم دنبال اين مسئله هستم به يكي از همكلاسي ها و رفيق هايم  گفتم بيا از روحاني شهر بريم سوال كنيم راجع به طلبگي ببنيم چه حال و هواي دارد خدا شاهد است هرچه حالا كه هيچ فكر مي كردم چه مسئله اي باعث شد مطلبي كه اصلا هيچ سنخيت صوري و ظاهري با ما نداشت اين فكر در ذهن ما شكل گرفت رفتيم يك مقدار سوالاتي در مورد روحانيت كرديم تا اينكه بالاخره رفتيم به سراغ اين فكر و اين تفكر شكل گرفت و هجمه و مخالفت ها به شدت شروع شد به صورتي كه در هرفضاي كه من شركت مي كردم اينها بود كه مورد هجمه و نصيحت يا تندي مي كردند حتي جمع هاي تشكيل مي شد كه موضوع و محور آن جلاسات تمسخر من و توهين كردن من بود كه من را منصرف كنند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در سه شنبه چهارم مرداد 1390 و ساعت 23:4 |

مهمترین نیاز جوانان

راجع به نیازهای جوانها زیاد صحبت می شود؛ من گفته ام، قبل از من هم گفته اند؛ اما می دانید از نظر من

مهمترین نیاز جوانان چیست؟ نیاز عمده ی جوانان، هویت است؛ باید هویت و هدف خودش را بشناسد:

باید بداند کیست و برای چه می خواهد تلاش و کار کند. دشمن می خواهد هویت جوان ایرانی را از او بگیرد؛

اهداف را از بین ببرد؛ افقها را تیره کند؛ به او بگوید تو یک موجود حقیر و محدود هستی؛ پیش من بیا تا تو را زیر

بال بگیرم. معلوم است؛ کشور ثروتمند ایران و منطقه ی بسیار مهم و راهبردی ما و تأثیرات فراوانی که این ملت

از همه سو می تواند بگذارد؛ همه از طریق تحقیر شخصیت جوانها، در مشت دشمن می آید. امروز برنامه ی

دشمن نسبت به شما جوانها این است؛ خیلی باید بیدار باشید. کسانی این طور وانمود می کنند که نسلی

که دارد روی کار می آید –که اصطلاحا به آن (نسل سوم انقلاب) می گویند- پشت کرده به انقلاب و رویگردان از

ارزشهای دینی است؛ یا اگر هم نیست، به طور اجتناب ناپذیری این طور خواهد شد! بنده صددرصد حرف آنها را

رد می کنم. نه این که من عوامل فساد برانگیز فرهنگی را نمی بینم یا نمی شناسم یا از آنها خبر ندارم؛ نخیر،

بنده از ماهواره، اینترنت، رمانها، فیلمها، آهنگها و حرفهای فاسد کاملاخبر دارم و آنها را دست کم نمی گیرم.

... اما معتقدم نسل کنونی امروز این قدر هم آسیب پذیر و شکننده نیست؛ این را بد فهمیده¬اند. ... امروز

جوان ایرانی، آگاه، با معرفت، بصیر، سیاسی و اهل تحلیل است؛ و از همه بالاتر با ایمان است ... جوان که

پرورش یافته¬ی دوران انقلاب است، از معرفت دینی برخوردار است، ایمانش هم ایمان عمیقی است؛ البته

احتیاج دا رد که تغذیه¬ی معنوی و فکری دایمی شود. ابزارها و فعالیتها و کارهای فرهنگی باید در اختیار جوان

قرار بگیرد. روحانیون خوشفکر و دانشگاهیان مؤمن باید در مقابل ایمان جوانان احساس مسئوولیت کنند.

گزیده ای از فرمایشات مقام معظم رهبری در سال هشتاد
+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 و ساعت 14:41 |

خلاصه سوال: با توجه به آیات زیر:آیا مردان تسلط بر زنان دارند؟آیا مرد حق دارد زن را بزند؟آیا جنس پسر برتر از دختر است؟

* الرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلي النِّساءِ بِمَا فَضلَ اللَّهُ بَعْضهُمْ عَلي بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَلِهِمْ فَالصلِحَت قَنِتَتٌ حَفِظتٌ لِّلْغَيْبِ

بِمَا حَفِظ اللَّهُ وَ الَّتي تخَافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ في الْمَضاجِع وَ اضرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطعْنَكمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيهِنَّ

سبِيلاًإِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كبِيراً(34)

مردان بر زنان قيمومت و سرپرستي دارند ، به خاطر اينكه خدا بعضي را بر بعضي برتري داده ، و به خاطر اين كه

مردان از مال خود نفقه زنان و مهريه آنان را مي‏دهند ، پس زنان صالح و شايسته بايد فرمانبر شوهران در

كام‏گيري و تمتعات جنسي و حافظ ناموس و منافع و آبروي آنان در غيابشان باشند ، همانطور كه خدا منافع آنان

را حفظ فرموده ، و زناني را كه بيم داريد نافرمانيتان كنند ، نخست اندرز دهيد ، اگر به اطاعت در نيامدند ، با آنها

قهر كنيد ، و در بستر خود راه ندهيد ، و اگر اين نيز مؤثر نشد بزنيدشان اگر به اطاعت در آمدند ديگر براي ادامه

زدنشان بهانه‏ جويي مكنيد ، و به خاطر علوي كه خدا به شما داده مغرور نشويد ، كه دارنده علو و بزرگي خدا

است ( 34 ) .


* فَاستَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّك الْبَنَات وَ لَهُمُ الْبَنُونَ‏(149) أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَئكةَ إِنَثاً وَ هُمْ شهِدُونَ‏(150) أَلا إِنهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ

لَيَقُولُونَ‏(151) وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنهُمْ لَكَذِبُونَ‏(152) أَصطفَي الْبَنَاتِ عَلي الْبَنِينَ‏(153) مَا لَكمْ كَيْف تحْكُمُونَ‏(154)

از ايشان نظر بخواه آيا براي پروردگارت دختران و براي ايشان پسران است ؟ ( 149) .

و آيا روزي كه ما ملائكه را ماده خلق مي‏كرديم ايشان شاهد و ناظر بودند ( 150) .

آگاه باش كه اينان از بس در دروغ‏گويي بي‏پروا هستند كه خواهند گفت ( 151) .

خدا بچه آورده و حال آنكه دروغ گويند ( 152) .

آيا خدا دختران را بر پسران برگزيده ( 153) .

واي بر شما ! اين چه حكمي است كه مي‏كنيد ؟ ( 154).


توضیحاتی در مورد آیات شریفه بالا:

1-قلم آفرینش به گونه‏ ای زن را آفریده است که سرشار از عواطف و احساسات پاک است و این سرمایه

بی­مانندی است برای او تا بتواند وظایف طبیعی خود را انجام دهد و هر گاه عقل و عواطف او به تعارض آیند

عواطف او نوعاً بر قوه عاقله او غالب می‏شود، و مرد به لحاظ وظایفی که قلم آفرینش برای او ترسیم کرده است

عکس حالات زن را دارد و البته کمال و برتری هر کدام از زن و مرد به این است که چنان باشند، که باید باشند،

یعنی زن با همه ابعاد خود زن باشد و اگر به مرد شباهت پیدا کند بر او نقص است چنانچه اگر مرد به زن

شباهت یابد برای او نقص است اسلام قیمومیت و تدبیر شئون خانواده را به مرد سپرده است، چرا که ناچار

بعضی از امور بیشتر حاجتمند تعقلی هستند که عواطف برای آن مزاحمت ایجاد نکرده و نتیجه عقلی را بدون

مزاحمت عواطف به ثمر برساند  ،علاوه بر اینکه خداوند به لحاظ قدرت جسمی

نیز به مردان برتری داده و مواظبت و تدبیر خانواده نیاز به قدرت جسمی و عقلی کافی دارد که نوعا زنان از

قدرت جسمی کمتری برخوردارند و از نظر عقلی هم اگر چه به مدد عقل همان مطالبی را که مردان میفهمند

درک میکنند و عقلشان میرسد لکن در مرحله عمل به دلیل غلبه احساسات و عواطف ممکن است راه را خطا بروند .

بهر حال برای قانون گذاری به نوع غالب انسانها نظر می شود وحال اکثریت لحاظ میشود و لذا اگر استثنائا زنی

قدرت فوق العاده داشت یا خیلی بی عاطفه بود قانون کلی عوض نمی شود مضافا بر اینکه زن اگر بتواند به لحاظ

قدرت جسمی و پیاده کردن عقل نظری به مرد کمک کند یا حتی خود زمام امور را به دست بگیرد مرتکب

گناهی نشده بلکه کاری را انجام داده که بار مسولیت آن بر عهده مرد بوده و از مرد باز خواست میشود و نه از

زن.بهر حالبا توجه به آیه کریمه   آن کسی که بار مسولیت و مواخذه بر عهده او گذاشته شده مرد است و این

برای زن فراغت بال خواهد بود و کمتر شدن زحمت می باشد.

2-اگر زن تحت فرمان احساسات و عواطف خاص خود،  از طاعت در امور جنسی از مرد سرباز زد، مرد به عنوان

قیم و مدیر و مدبر این­گونه امور باید چاره­ جویی کند، اول او را موعظه و پند دهد اگر نشد در بستر از او دوری

گزیند  مثلا در رختخواب پشت به او بخوابد یا جدا گانه بخوابد تا مایه تنبیه و توجه او شود و اگر این هم سودی

نکرد، مرد چه باید بکند آیا زن را طلاق دهد یا او را تنبیه بدنی کند !معلوم است که چاره دوم بیشتر به مصلحت

زن می‏باشد،لکن زدن و تنبیه کردن صورتهای مختلفی دارد که باید نحوه آنرا هم انسان مراعات کندو با حدودی

که در فقه دارد مشخص میشود مثلا باید بدن زن سیاه، سرخ یا کبود نشود و جرح و شکستی ایجاد نشود،و

چنین زدنی قطعا آن چیزی نیست که بعضی افراد از ظاهر لفظ زدن استفاده می کنند و حتی بعضی مغرضین

ممکن است معنای شدید آن را به آیه شریفه ببندند تا سوء استفاده کنند .بهر حال حتی این زدن هم جنبه

عاطفی و اعتراض آمیز و آنهم در آخرین مرحله صورت میگیرد که به مراتب بهتر از طلاق دادن است. اسلام این

حد را برای کسانی نهاده است که کلا وظیفه شناس نیستندو برای وادار کردن آنان به وظیفه، بهترین راه­ها را

با رعایت مراحل و مراتب پیش روی نهاده است. قابل توجه اینکه بعضی از روان­کاوان عقیده دارند که بعضی از

زنان حالتی به نام مازوشیسم (آزارطلبی) دارند که این حالت در آنها تشدید می‏شود و تنها راه آرامش آنان تنبیه

مختصر بدنی ا ست.

3-از نظر قرآن کریم ارزش انسانها به تقواست و زن یا مرد بودن و سیاه یا سفید بودن و امثال آن ملاک ارزش

انسانها در نزد خداوند متعال نمی باشد لکن مشرکین در نزد خود معتقد بودند که دختر داشتن نشانه بدبختی

و پلیدی است و اگر کسی دختر داشت در مرتبه پایینتری است از کسی که پسر دارد و لذا لازمه و نتیجه اینکه

دختر را به خداوند نسبت میدادند این بود که خود را شریفتر و عزیزتر از خداوند متعال قرار داده باشند و سپس

این حرف را زده باشند و اینکه آیه شریفه میفرماید وای بر شما این چه حکم کردنی است ناظر به چنین پندار

احمقانه ای است که خود را برتر می دیدند.


+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 18:19 |

سئوال: براي آشنايي بيشتر بفرماييد حضرتعالي متولد چه سالي هستيد؟

آقاتهراني: 1336 ( ماه صفر) در اصفهان در محله تل واژگان به دنيا آمدم.

سئوال: شغل ابوي شما چي بود؟

آقاتهراني: سنگ تراش بودند. پدرم اول دوات‌گر بودند يعني در بازار سماور درست مي‌كردند و بعد كه دستگاه چرخ آمد به شغل سنگ‌تراشي روي آورند، بعد چون احساس مي‌كنند سنگ‌تراشي به دليل تكنولوژي درحال از بين رفتن است به شغل پيمانكاري سنگ‌كاري روي مي‌آورند و در نهايت به سنگ‌بري اشتغال مي‌ورزند.

سئوال: به خاطر شغلشون نام دوات‌گر را برخود گذاشتند؟

آقاتهراني: بله، به اين نام معروف بودند.

سئوال: چند خواهر و برادر هستيد؟

آقاتهراني: يك برادر بعد از خودم داشتم كه شهيد شد و اسمش مصطفي بود كه از نظر سني كوچك‌تر از من بود، اما خوشا به حالش، بعد از او سه برادر ديگر و سه خواهر دارم.

سئوال: در چه سالي به دبستان رفتيد؟

آقا تهراني: بنده قبل از سن مدرسه به صورت مستمع آزاد در كلاس شركت مي‌كردم و از سن پنج سالگي به مكتب قرآن در اصفهان رفتم كه خانم پيرزن خوبي بود (خدا رحمتش كند) كه خوب درس مي‌داد و من نماز را نزد ايشان بلد شدم.

سئوال: چون پدرتان خيلي مذهبي بودند به اين مدرسه رفتيد؟

آقاتهراني: در آن زمان دو نوع مدرسه بود يكي مدارس ملي و ديگر مدارس اسلامي كه آقا شيخ عباس اسلامي آن‌ها را تأسيس كرده بود و پدرم من را به اين مدرسه اسلامي فرستادند كه براي من بسيار مفيد بود. سبك مدارس اسلامي را آموزش و پرورش وقت هم قبول كرده بود.

سئوال: آيا نوع نگاه به اين مدارس به لحاظ تفكرات با مدارس ملي متفاوت بود؟

آقاتهراني: در مدارس اسلامي صبح‌ها در صف دعاهاي مذهبي خوانده مي‌شد درحاليكه در مدارس ملي بيشتر سرودهاي با محور ايرانيت خوانده مي‌شد و برنامه قرآن و نماز جماعت در مدارس اسلامي گرمتر بود.

سئوال: اگر پدر شما گرايشات مذهبي نداشت باز به مدارس اسلامي مي‌رفتيد؟

آقاتهراني: قاعدتا نه.

سئوال: تحصيلات متوسطه را چگونه گذرانديد؟

آقاتهراني: در دبيرستان نشاط كه درحال حاضر با اسم شهيد رجايي نام‌گذاري شده گذراندم. همزمان با دوره دبيرستان دروس مذهبي را هم مي‌خواندم.

سئوال: شما چگونه با دروس مذهبي ارتباط برقرار كرديد؟

آقاتهراني: بنده سال دهم دبيرستان بودم كه علاقمند شدم به درس‌هاي طلبگي و خدمت يكي از آقايون علما كه از بزرگان اصفهان بودند كه آيت‌الله جنتي هم در مورد ايشان مي‌فرمودند ايشان مرا طلبه كردند، به نام آيت‌الله حاج شيخ حسين فاضل كوهاني رفتم. ايشان به من گفتند كه به دبيرستان مي‌رويد اشكالي ندارد، اما من هم يك چيزهايي بلدم كه يادت مي‌دهم و من هم علاقمند شدم و آرام آرام چيزهايي يادگرفتم.

سئوال: يعني در شكل‌گيري تفكرات مذهبي شما آيت‌الله فاضل نقش داشتند؟

آقاتهراني: قطعا، چون در ادامه، بنده به ايشان خيلي علاقه پيدا كردم. چون پيرمردي بود حدود هفتاد ساله كه در مسجد بچه‌ها را خوب تحويل مي‌گرفتند و برخورد خوبي با آن‌ها داشتند و بچه‌ها را عصرها جمع مي‌كردند و براي آن‌ها صحبت مي‌كردند. محله، خيلي محله مذهبي نبود اما با آمدن ايشان تقريبا تحول جدي در محله صورت گرفت. يادم مي‌آيد زماني كه مرحوم آيت‌الله فاضل از دنيا رفتند، من شمردم، دوازده تا طلبه با سواد از محله خارچ شدند.

سئوال: شما كي به قم آمديد؟

آقاتهراني: قكر مي‌كنم چهار سال قبل از انقلاب بود. بنده وقتي علاقه خودم را به طلبگي نشان دادم. آيت‌الله فاضل به پدرم سفارش كرده بودند كه مرا براي تحصيل مذهبي به قم بفرستند. پدرم علاقه زيادي به من داشت و من هم بسيار به او احترام مي‌گذاشتم. و در كار دوم خودم استاد بودم. براي همين براي اينكه بخواهند بنده را براي ادامه تحصيل آزاد كنند، گذشت ويژه‌اي از خود نشان دادند.

سئوال: قم به كدام مدرسه رفتيد؟

آقا تهراني: با مشورت آيت‌الله فاضل به بهترين مدرسه قم يعني مدرسه حقاني رفتم. آن موقع مدرسه حقاني زيرنظر مرحوم آيت‌الله شهيد بهشتي و آيت‌الله شهيد فردوسي و آيت‌الله جنتي و آيت‌الله مصباح اداره مي‌شد.

سئوال: هنوز هم معتقدي كه مدرسه حقاني بهترين مدرسه است؟

آقاتهراني: بله، در دوره چهار ساله تحصيلم در آنجا برخي اختلاف‌نظرهاي فكري بين طلبه‌ها به وجود آمدند و مسئولين مدرسه ترجيح دادند بنده را از مدرسه بيرون كنند.

سئوال: موارد اختلاف چه بود؟

آقاتهراني: بحث‌هاي روشنفكري قبل از انقلاب رايج بود كه من انتقادهايي داشتم و اين بحث‌ها كه بيشتر از افكار روشنفكرانه آقاي شريعتي ناشي مي‌شد كه موجب اختلاف‌نظر بين بچه‌هاي مدرسه شده بود و مخالف، موافقان خودش را داشت. مدير مدرسه قصد اداره مدرسه را داشت وي معقتد بود آنجا جاي اينگونه بحث‌ها نيست.

سئوال: شما چه واكنشي نسبت به نظريه شريعتي داشتيد؟

آقاتهراني: بنده فكر مي‌كردم كه آثار شريعتي انقلابي است ولي در مباني فكري مشكل دارد، بويژه در بحث اسلام‌شناسي كه مطرح مي‌كنند، بحث توحيد و نبوت و معاد بحث‌هايي نبود كه ايشان اهليت ورود به آنها را داشته باشد.

سئوال: تحصيلات مقدماتي خود را در نزد كدام استاد فرا گرفتيد؟

آقاتهراني: علماي زيادي را بنده شاگردي كرده‌ام. در مقدمات آيت‌الله حائري شيرازي، آيت‌الله جنتي، شهيد قدوسي و اصول فقه را هم نزد آيت‌الله جنتي فرا گرفتم.

سئوال: در چه سالي مقدمات را به پايان رسانديد؟

آقاتهراني: دقيقا يادم نيست ولي در رزومه من هست اما تقريبا حدود چند سالي شد.

سئوال: سطح را كجا خوانديد؟

آقاتهراني: يك مقداري از آن را مدرسه حقاني و مابقي را به شكل آزاد در حوزه دنبال كردم.

سئوال: درجه تحصيلي شما از نظر حوزوي چيست؟

آقاتهراني: اجتهاد است. در حوزه فقهي صاحب نظر هستم.

سئوال: آيا در كل مباحث فقه و اصول صاحب نظريد؟

آقاتهراني: وقتي در فقه و اصول صاحب نظر بشويم لازم نيست در تمام شاخه‌هاي آن به اجتهاد برسيم. بلكه اين قدرت هست كه هر بحثي را وارد شويم آن را حل كنيم و از آن خارج شويم. همين كه انسان به اصطلاح ما طلبه‌ها به وسع فكري مي‌رسد يعني صاحب‌نظر مي‌شود مي‌تواند كه بحث را به سرانجام برساند و مي‌تواند مسائل را مورد جرح و تعديل قرار دهد. من قبل از نمايندگي در قم درس‌هايي داشتم كه در حوزه فقهي بوده است.

سئوال: از همنشيني و شاگردي در محضر آيت‌الله جنتي خاطره‌اي داريد؟

آقاتهراني: يك ويژگي ممتاز در حوزه علميه هست كه در دانشگاه نيست. در حوزه اساتيد با شاگردان خود نشست دارند. تنها به گفتن درس اكتفا نمي‌شود. بلكه ما اگر در مواردي نياز به مشورت در مسائل زندگي داشتيم با اساتيد مطرح مي‌كرديم. مثلا من اگر موردي را خدمت آيت‌الله جنتي مي‌بردم ايشان وقت مي‌دانند و با دقت مطلب من را گوش و سعي مي‌كردند كه كمك مشورتي بدهند. يا ما مي‌رفتيم دفتر ايشان يا آقا مي‌آمدند در حجره‌ها و بعد شروع مي‌كرد از مشكلات پرسيدن.

سئوال: تفكرات شما به آيت‌الله جنتي كاملا نزديك است؟

آقاتهراني: اساتيد اصولا روي شاگردها تأثير مستقيم دارند.

سئوال: آيا آيت‌الله جنتي از شما در مسائل سياسي بهره مي‌گيرند؟

آقاتهراني: نه من در حدي نيستم كه ايشان استفاده كنند.

سئوال: شما چه سالي ازدواج كرديد؟

آقاتهراني: حدود 19 و 20 سالگي ازدواج كردم. ما براي ازدواج به مشهد مقدس مشرف شديم و از امام رضا (ع) خواستم كه از خدا بخواهد همسري خوب سر راهم قرار دهد و جالب اينكه پدر همسر بنده نيز همزمان با من از امام رضا (ع) همين مطلب را خواسته بودند. يكي از بزرگان به نام آقاشيخ مهدي نجفي در حرم امام هشتم دفن هستند كه من خيلي ايشان را دوست مي‌داشتم و من اولين بار با پدر خانم خودم سر قبر ايشان آشنا شدم و همان شد مقدمه ازدواج‌مان.

سئوال: قبل از انقلاب چه فعاليت‌هاي سياسي داشتيد؟

آقاتهراني: در جلسات قرآن گاهي آرام آرام مباحث سياسي هم مطرح مي‌شد در آن زمان قم محل التهاب مسائل سياسي بود كه ما گاهي در بعضي اجتماعات حضور داشتيم.

سئوال: آيا با احزابي هم عليه رژيم شاه فعاليت داشتيد؟

آقاتهراني: نه، با بچه‌ها به لحاظ تفكر مخالفت‌هايي با رژيم شاه مي‌كردند بويژه در 15 خرداد هر سال و معمولا بچه مدرسه‌اي‌ها گاهي به مدرسه فيضيه مي‌رفتند و عليه شاه شعارهايي مي‌دادند.

سئوال: در زمان پيروزي انقلاب كجا بوديد؟

آقاتهراني: ايران بودم و بيشتر قم و اصفهان بودم.

سئوال: دروس خارج را كجا فرا گرفتيد؟

آقاتهراني: عمده فقه و اصول را خدمت آيت‌الله مظاهري فرا گرفتم و بعد هم چند سالي خدمت آيت‌الله بهجت فقه و اصول را ادامه دادم.

سئوال: از آيت‌الله بهجت چه خاطره‌اي داريد؟

آقاتهراني: آيت‌الله بهجت گفتني نيست بلكه ديدني است.

سئوال: درست است كه مي‌گويند آيت‌الله بهجت چشم بصيرت داشته؟

آقاتهراني: اين چيزها براي آيت‌الله بهجت كمترين چيز است.

سئوال: چرا چهره آيت‌الله بهجت را زياد تبليغ نمي‌كنند؟

آقاتهراني: حتي فقه و اصول ايشان هم همين‌طور مهجور ماند. ايشان فوق‌العاده انسان وارسته‌اي بود. يكي از عادات ايشان اين بود كه قبل و بعد از درس به مباحث خاصي مي‌پرداختند، مباحث اخلاقي، تربيتي و عرفاني و اگر هم كسي مي‌‌خواست به اين مباحث برسد بايد زودتر مي‌رفت. وقتي كه درس تمام مي‌شد آنهايي كه اهل اخلاق و عرفان بودند مي‌نشستند. در يكي از جلسات به بحثي وارد شدند. آن بزرگوار قبل از اينكه از دنيا بروند در لبنان خدمت آقا رسيدند كه حضرت فرمودند شما يك هفته بيشتر در دنيا نمي‌مانيد. آيت‌الله بهجت گلايه مي‌كنند كه قرار بود ما در زمان ظهور شما باشيم و آن حضرت مي‌فرمايند كه در زمان ظهور شما رجعت خواهيد كرد.

سئوال: شما فلسفه را كجا آموختيد؟

آقاتهراني: در قم خدمت آيات عظام فياضي و مصباح فرا گرفتم.

سئوال: پس رابطه شما با آيت‌الله مصباح بايد خيلي نزديك باشد؟

آقاتهراني: بله خيلي به ايشان علاقه داشتم.

سئوال: شما مكاتب روانشناسي را نزد كدام اساتيد آموختيد؟

آقاتهراني: دكتر كارداران (خدا رحمتش كند) دكتر برادران كه در مشهد هستند و ما براي اينكه بتوانيم فوق ليسانس بگيريم بايد بعضي واحدهاي مديريت را هم بگذرانيم.

سئوال: پس با اختيار رشته روانشناسي را انتخاب كرديد؟

آقاتهراني: بله، در انتخاب رشته دو پارامتر مؤثر است، علاقه و نياز جامعه، بعضي از علوم خوبند اما كاربردي ندارند و روي دست ما مي‌ماند.

سئوال: براي رشته روانشناسي چرا دانشگاه را انتخاب كرديد؟

آقاتهراني: احساس كردم درس‌هاي دبيرستان من را ارضا نمي‌كند و به همين ترتيب دانشگاه را هم احساس مي‌كردم خيلي بي‌ربط با زندگي است به همين دليل احساس مي‌كردم دارم معطل مي‌شوم. در دانشگاه بسياري از علوم به روز نبود. درحاليكه درغرب بسيار هماهنگ با علوم پيش مي‌روند براي همين به قم آمدم و درس طلبگي را ادامه دادم و نصف روز درس حوزه را مي‌خوانيدم و نصف روز درس دانشگاه بعد متوجه شدم كه روانشناسي غرب ادعا مي‌كند همه چيز در نزد ماست و من فكر كردم كه مي‌توانيم روانشناسي اسلامي داشته باشيم. چراكه اسلام كاملترين دين است و اين بحث اسلامي بودن در همه رشته‌هاي انساني ديده مي‌شود و دانشجوي خوب دانشجويي است كه حرف غربي‌ها را به خوبي بفهمد.

سئوال: اين شد كه كشيده شديد به غرب؟

آقاتهراني: مؤسسه امام خميني(ره) به اين نتيجه رسد كه يك عده از طلبه‌ها را به غرب بفرستد تا خوب و بد علم غرب را بررسي كنيم. بعد رفتيم مونترال كانادا و بعد رفت و آمدي شد با پروفسور لندولت كه مستشرق بود و شاگرد پروفسور كورونت كه با آيت‌الله مصباح گفت‌وگو كردند و قرار شد كه ما به بهترين دانشگاه كانادا برويم و مدت سه سال با خانواده در آنجا مانديم و فوق‌ليسانسم را گرفتم.

سئوال: در كانادا ملبس به لباس روحانيت بوديد؟

آقاتهراني: نه، در دوره دانشجويي لباس روحانيت نداشتم اما بعد از سه سال قرار شد بروم آمريكا و رفتم نيويورك و قرار شد مؤسسه اسلامي براي تبليغ اسلام در نيويورك افتتاح شود من به شرط اينكه به روند تحصيل لطمه نخورد حاضر شدم كه كار طلبگي هم در كنار تحصيل انجام دهم. در زمان سفارت كمال خرازي بود كه خيلي اصرار كردند به آنجا رفتم و قرار شد به صورت آزاد درسم را هم با دانشگاه‌هاي نيويورك ادامه دهم. من تحقيق كردم كه چه رشته‌اي ادامه دهم به عرفان علاقه داشتم اما آمريكا عرفان غني نداشت بعد چون به فلسفه علاقه داشتم اين رشته را انتخاب كردم و دكتري من دو موضوعه شد، يك عرفان كه فوق‌ليسانس آن را داشتم و يك فلسفه و در نيويورك هم دكتري فلسفه عرفان گرفتم.

سئوال: قبل از ورود به سرزمين غرب چه قضاوتي داشتيد؟

آقاتهراني: بين ديده‌ها و شنيده‌ها تفاوت زيادي وجود داشت. بعضي عاشق غرب‌‌ند و افراطي از خوبي غرب مي‌گويند و برخي هم ازغرب متنفرند و بي‌دليل بد مي‌گويند، فرق نمي‌كند كه در چه محيطي باشي، غرب يا شرق، كافي است كه خود را رها نكنيد و دنبال حقيقت باشيد.

سئوال: آيا اكنون هم به كانادا مي‌رويد؟

آقاتهراني: خيلي كم مي‌روم چون لب مرز خيلي اذيت مي‌كنند و با وجود اينكه ما همديگر را مي‌شناختيم و عليرغم اينكه گرين كارت داشتم اما آن‌ها به دليل نزديكي من به دولت مرا مورد بازجويي قرار مي‌دادند. درحاليكه من مي‌گفتم: معلم اخلاق دولت دهم هستم و حتي اگر بوش هم از من دعوت كند كه به او درس اخلاق دهم مي‌روم و امروز مشكل جوانان ما اين است كه از اخلاق چيزي نمي‌دانند و اگر بدانند عمرشان هدر نمي‌رود.

سئوال: چقدر براي سخنراني پول مي‌گيريد؟

آقاتهراني: من به اين پول‌ها نيازي ندارم من مقداري حقوق حوزوي مي‌گيرم كه خيلي هم خوش‌مزه است.

سئوال: در لس‌آنجلس هم كلاس درس داشتيد؟

آقاتهراني: بله، در آمريكا با هيچ چيز مشكلي ندارم و هركس مي‌تواند انتخاب خود را داشته باشد براي همين من راحت درس اخلاق مي‌گذاشتم و با همين لباس طلبگي هم مي‌رفتم و هيچ مشكلي هم نبود و استقبال هم مي‌كردند.

سئوال: فضاي مسلمان‌ها در آمريكا و برخورد با آنها چگونه است؟

آقاتهراني: اگر مؤسسه اسلامي داشته باشند خيلي به نفغ‌شان است و حتي ايرانيان يهودي هم مي‌آمدند و ما گفت‌وگوهاي بين‌الاديان راه‌اندازي كرديم و تشويق مي‌كرديم كه همه سخنان را بشنوند و بهترين را به كار گيرند.

سئوال: رابطه ايرانيان در آمريكا با شما چگونه بود؟

آقاتهراني: گاهي نشست‌هايي بود كه مي‌شد كارهاي مفيدي در آن انجام داد، ايرانيان خوب ارتباط برقرار مي‌كردند و اعتماد داشتند و علاقه‌مند بودند، ابتدا من حتي در آمريكا تايپ هم نمي‌توانستم اما بعد ادعا كردم كه مي‌توانم تز دكتري را شش ماهه دفاع كنم.

سئوال: هرگز فكر كرديد كه آنجا بمانيد؟

آقاتهراني: استاد راهنماي من همين درخواست را از من داشت اگر مي‌ماندم حقوقي كه مي‌گرفتم با حقوقي كه از مؤسسه اسلامي مي‌گرفتم روي هم يازده هزار دلار مي‌شد كه چهار برابر رئيس‌جمهور مي‌شد. اما از خودم پرسيدم من براي چي آمدم. من آمده بودم چيزهايي يادبگيرم كه به بچه‌هاي خودمان ياد بدهم. اگه دنبال پول بودم كه شغل پدرم را رها نمي‌كردم كه چه بسا الان چهارتا كارخانه سنگ‌بري داشتم. گاهي ارزش معلمي را با حقوقش مي‌سنجيم اما اگر كسي پول مي‌خواهد براي چي به دانشگاه مي‌رود؟

سئوال: تصور شما از ايرانيان مقيم آمريكا چيست؟

آقاتهراني: بسيار خوب هستند يعني همه‌جا انسان‌هاي خوب و بعد وجود دارند و بسياري از آن‌ها اين نيت را دارند كه درس‌شان كه تمام شد به ايران برگردند و خدمت كنند فقط كاش غفلت نكنند.

سئوال: درجه دكتري خود را در چه سالي گرفتيد؟

آقاتهراني: تز دكتري را با دو استاد فلسفه و عرفان و با موضوع فلسفه عرفان در سال 2000 دفاع كردم. مجموعا حدود نه سال و نيم در آمريكا و كانادا بودم.

سئوال: وقتي به ايران آمديد اولين جايي كه رفتيد كجا بود؟

آقاتهراني: قم، قم را خيلي دوست دارم. آنجا كسي هست كه خيلي دوستش دارم و آنجا به مؤسسه امام خميني (ره) رفتم چون قرار داشتيم به اندازه تحصيلم در خارج به اين مؤسسه خدمت كنم.

سئوال: چه شد كه تحصيل خارج فقه را در حوزه شروع كرديد؟

آقاتهراني: چون درس خارج را مسلط بودم به محضر آيت‌الله مظاهري رسيدم و به ايشان گفتم درس‌هاي من بيشتر روانشناسي و اخلاق است ايشان گفتند اگر فقه و اصول را رها كنيد فراموش مي‌كنيد كه بنده گفتم نمي‌رسم و ايشان حكم دادند كه درس خارج فقه را داشته باشيم.

سئوال: ديدگاه آيت‌الله بهجت درباره كانديداتوري شما چه بود؟

آقاتهراني: من خيلي در فضاي سياسي نبودم اما به اصرار بعضي دوستان به اين مسأله فكر كردم اما به نتيجه نرسيدم بعد به ذهنم رسيد با آيت‌الله بهجت مشورت كنم و مي‌دانستم كه ايشان معمولا مرا منع مي‌كنند ولي وقتي خدمت ايشان رسيدم از طريق عروس بزرگوار، ايشان كه درس فقهي داشتند درخواست خودم را نوشتم و نظر ايشان را خواستم و ايشان در مجموع موافق بودند.

سئوال: چقدر براي تبليغات مجلس پول خرج كرديد؟

آقاتهراني: حتي يك ريال هم خرج نكردم و گفتم مردم اگر مرا بشناسند و بخواهند انتخاب مي‌كنند و به طور ناخودآگاه مرا در ليست قرار دادند.

سئوال: چطور شد استاد اخلاق دولت دهم شديد؟

آقاتهراني: آقاي احمدي‌نژاد وقتي در دور اول براي رياست جمهوري كانديد شدند من رفسنجان بالاي منبر بودم كه ايشان مرا ديدند و دعوت كردند كه مباحث اخلاق را در دولت داشته باشم.

سئوال: چه مباحثي را درس مي‌داديد؟

آقاتهراني: يكي ديگاه امام عصر (عج) درباره دولت كريمه و وصاياي امام علي (ع) به امام حسن(ع) و امام حسين (ع) در دوره اول بود و الان هم مكارم اخلاق امام سجاد (ع) با تكيه به دعاي بيستم صحيفه سجاديه است. حضرت سجاد در اين دعا از خدا مي‌خواهند كه ايشان را جزء ظالمين قرار ندهد و هدايتش كند و من اين موضوع را براي هيئت دولت تشريح مي‌كنم هدايت در قرآن تحت عنوان نور آمده كه واحد است و گمراهي تحت عنوان ظلمات است به معني اينكه راه‌هاي گمراهي بسيارند.

سئوال: شما كه اينقدر به دولت نزديك هستيد مسائل ديگري هم به دولت مي‌گوييد؟

آقاتهراني: خيلي از بحث تخطي نمي‌كنم. اما گفت‌وگوهاي خصوصي با وزرا و رئيس‌جمهور داريم.

سئوال: نظر شما درباره ظهور و مسائل ماورائي چيست؟

آقاتهراني: اين‌ها مسائلي نيست كه بشود درباره آن‌ها ادعا كرد. كسي كه چيزي مي‌داند ادعايي نمي‌كند.

سئوال: تطبيق برخي چهره‌هاي امروز با آدم‌هايي مانند شعيب‌ بن صالح كه از ياوران حضرت مهدي (عج) است مي‌تواند صادق باشد؟

آقاتهراني: اينگونه نيست كه بتوان به اين صراحت به نشانه‌هاي ظهور اشاره كرد، من خيلي اين كار را نپسنديدم.

سئوال: با توجه به انيكه عضو هيئت امناي عرفان دانشكده قم هستيد در اين باره توضيح دهيد؟

آقاتهراني: بناست كه در اين دانشكده مفاهيم درست عرفان غرب به كار گرفته شود، در نشست و برخاست با جوان‌ها متوجه اشكالي شدم تحت عنوان اهمال كاري كه تصميم گرفتم در كتابي به اين موضوع بپردازم كه مورد استقبال قرار گرفت و به عنوان كتاب سال انتخاب شد. "ياران شيداي حسين (ع) " با هدف معرفي ياران امام حسين (ع)، "اهمال كاري و راه‌هاي درمان "، "حديث دل سپردن "، "طريق وصال "، "اين است بهشت "، "سوداي روي دوست "، "دولت كريمه "، "با عرشيان " مجموعه كتاب‌هايي است كه بنده به رشته تحرير درآورده‌ام كه عمدتا عرفاني و اخلاقي هستند.

سئوال: آيا بازهم كانديد مجلس مي‌شويد؟

آقاتهراني: بنده دوست داشتم هميشه معلم باشم، چراكه هميشه براي معلمي ارزش قائل هستم، اما هرجا كه احساس وظيفه كنم گام برمي‌دارم.

منبع:اینجا

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 و ساعت 16:56 |

سروده جدید آیت الله صافی گلپایگانی بدین شرح است:

ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست / فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد / ما را به جاهلیّت آن دوره کار نیست

در سایه‌ محمد(ص) و آل محمدیم / برتر از این برای بشر افتخار نیست

ابناء دین و سوره توحید و کوثریم / بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است / هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

اندر دژ ولایت و حِصن امامتیم / مانند این حصار به گیتی حصار نیست

ما امت عدالت و صلح و اخوتیم / در ما نفاق و شیطنتِ دیوسار نیست

از جاهلیّتِ مجوس نگیریم رسم و راه / ما را به جز ولایت مهدی (عج) شعار نیست

اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام / در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

گر مدعی تلاش به توهین ما کند / با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

تو باش و هفت خوان و خرافات و تُرَّهات / راهی که میروی ره پروردگار نیست

زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع) / اَکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

یارب رسان امام زمان منجی جهان / فرّخ زمان او که در آن، کار عار نیست

پر می‌کند ز عدل به امرِ خدا زمین / بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

آئین دین مداری و تقوی شود رواج/ رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل / مرد خدا به دوره‌ی او خوار و زار نیست


+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 و ساعت 21:14 |

استادشیخ  حسن عرفان از سخنرانان معروف ایران اسلامی میباشند ؛در رشته معانی بیان و بدیع  صاحب نظر و  دارای آثار ارزشمندی همچون کتاب کرانه ها در چند مجلد و ترجمه و شرح جواهر البلاغه میباشند.خود ایشان در ضمن شرح حال و زندگی خود میفرمایند:
در سال 1336 در خانواده اى مذهبى چشم به دنيا گشودم پدرم يک خياط مذهبى و مادرم سيده اى از تبار سادات طبائيان(طباطبائي)بود.
شش کلاس ابتدايى را در مدرسه خيام به پايان بردم و سپس به حسينيه سادات رفتم تا دروس دينى را بياموزم در محضر حجج اسلام حاج سيد محمد على طبائيان (طباطبائي)زارعان، محمدحسين رهايي، حاج شيخ على تاکى و ... زانو زدم.
سپس به اصفهان رفتم و از استادانى چون حاج آقا حسن امامى و آقاى ابراهيمى و آقاى فقيهى بهره گرفتم، آنگاه به قم آمدم از فروغ علم گسترانى چونان حضرات اعلام: طالقاني، تهراني، مدرس افغاني، کريمى جهرمي، استادي، ابطحي، زاهدي، اعتمادي، خسرو شاهي، پيشوايى تهرانى و آيت الله اسماعيلپور و آيت الله شيخ جواد تبريزى پرتوهايى نه در خور آنان که همساز با فانوس کورسوز خويش برگرفتم.
ساليانى چند ادبيات فارسي، حاشيه، مغني، معالم، مختصر، مطول، لمعه، مکاسب، و کاربرد علوم بلاغى در قرآن را با سروران مدارس رسالت، کرمانى ها، رضويه، حقانى و موسسه امام خمينى رحمة الله عليه باز گفته ام.
چندين پايان نامه را به مشورت و يا به اصطلاح راهنمايى نشسته ام .
تاکنون به عربستان،عراق،سوريه، سوئد، امارات سفر زيارتى و تحقيقى و تبليغى داشته ام و تحقيقاتى در دست سامان بخشى دارم
از همسر سيده ام پنج فرزند دارم دو پسر و سه دختر، عليرضا در مدرسه کرمانى ها درس مى خواندو امير محسن در مدرسه شهيدين.

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 و ساعت 23:39 |
درس اخلاق آيت الله خوشوقت در مسجد اعظم قم

درس اخلاق آیت‌الله خوشوقت در مسجد اعظم قم برگزار می‌شود .

خبرگزاری رسا :

معاونت تهذیب حوزه‌های علمیه برای دومین بار،‌درس اخلاق آیت‌الله خوشوقت را با حضور طلاب و فضلای حوزه علمیه، 19 اسفند ماه در مسجد اعظم قم برگزار می‌کند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، برای دومین بار از سوی معاونت تهذیب مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، جلسه درس اخلاق عمومی آیت‌الله خوشوقت با حضور طلاب و فضلای حوزه علمیه در قم برگزار می‌شود.

براساس این گزارش، این جلسه با حضور طلاب خواهر و برادر از ساعت 10:30 صبح، روز پنجشنبه 19 اسفند ماه در شبستان‌های مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد.

این گزارش می‌افزاید، درس اخلاق آیات جوادی آملی ، مصباح یزدی، حائری شیرازی، محسن خرازی به صورت هفتگی در حوزه علمیه قم با حضور طلاب و فضلای حوزه برگزار می‌شود.

همچنین اداره کل اخلاق معاونت تهذیب حوزه‌های علمیه هر هفته با حضور حجج‌الاسلام و المسلمین قرائتی، توکل و مرتضی آقا تهرانی جلسات عمومی درس اخلاق برگزار می‌کند.

جلسه درس اخلاق آیت‌الله جوادی آملی روزهای پنج‌شنبه بعد از نماز ظهر و عصر در بنیاد بین المللی اسراء، واقع در انتهای 55 متری عمار و یاسر و جلسه درس اخلاق آیت‌الله مصباح چهارشنبه‌ها بعد از نماز مغرب و عشا در دفتر مقام معظم رهبری و اقع در خیابان صفائیه برگزار می‌شود.

درس اخلاق آیت‌الله حائری شیرازی پنج‌شنبه‌ها از ساعت 11 تا 12 در مدرسه علمیه فیضیه و حجت‌الاسلام و المسلمین تحریری پنج‌شنبه‌ها بعد از نماز ظهر و عصر در مدرسه علمیه معصومیه برگزار می‌شود.

آیت‌الله محسن خرازی پنج‌شنبه‌ها بعد از نماز مغرب و عشا در مدرسه علمیه فیضیه و آیت‌الله خوشوقت هر دو هفته یک بار پنج‌شنبه‌ها بعد از نماز ظهر و عصر در زینبیه قم جلسه درس اخلاق خود را برگزار می‌کنند.

همچنین جلسه درس اخلاق حجت‌الاسلام محسن قرائتی پنج‌شنبه‌ها بعد از نماز مغرب و عشا در مرکز تخصصی مهدویت واقع در قم خیابان صفائیه،‌کوچه آمار و درس اخلاق حجت‌الاسلام و المسلمین توکل چهارشنبه‌ها بعد از نماز مغرب و عشا در فاطمیه قم برگزار می‌شود.

جلسه درس اخلاق حجت‌الاسلام مرتضی آقا تهرانی پنج‌شنبه‌ها ساعت 8 صبح در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برقرار است./917/پ202/ص
+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 و ساعت 13:23 |

ابو حمزه ثمالی می گوید: امام باقر (علیه السّلام) خطاب به من بیان فرمود: اولین گزینه ای که خداوند تبارک و

تعالی برای استقرار حکومت عدل در سایۀ اهل بیت در نظر گرفت، سال 70 هجری بود، اما بعد از شهادت امام

حسین (علیه السّلام)، پروردگار بر جهانیان غضب کرده و این امر را تا سال 140 هجری به تأخیر انداخت و ما آن

را (به صورت محرمانه) به برخی از شما گفتیم، اما شما پرده از آن برداشته و افشایش کردید. به همین دلیل،

پروردگار، دیگر زمان مشخصی را برای ظهور عدالت قرار نداد و خداوند آنچه را بخواهد محو کرده و یا استوار

     می سازد** و ام الکتاب (که هیچ تغییری در آن نیست) نزد پروردگار محفوظ است. ابو حمزه می گوید که

این داستان را برای امام صادق(علیه السّلام)نیز بازگو کردم و ایشان نیز آن را تأیید کرد.*

-----------------------

*کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 368، ح 1، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 هـ ش

قدْ كَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِي السَّبْعِينَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَى أَرْبَعِينَ وَ مِائَةٍ.....

اطلاعات بیشتر در اینجا

-----------------------------------------------------

** تغییر مقدرات مربوط به بحث بداء نیز میشود ؛اطلاعات بیشتر در اینجا

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در پنجشنبه سی ام دی 1389 و ساعت 22:20 |
سوال:

دعاهای دفع نحوست ماه صفر کدام است ؟ و کجاست؟

جواب:

باید به مفاتیح الجنان ،قسمت مربوط به اعمال ماه صفر مراجعه کنید؛از طریق اینترنت نیز میتوانید به اینجا

مراجعه واعمال مذکور را ببینید.ولی به طور اختصار دعای زیر یکی از مهم ترین دعا های این ماه است که برای

دفع نحوست  این ایّام روزی ده بار خوانده میشود و طبعا بهتر است بعد از نماز صبح باشد تا از اول روز دعا کرده باشیم:

---------------التماس دعا--------------------------------------------------------

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 و ساعت 15:10 |

به طور كلى تخلّف از قوانين و مقرراتى كه براى نظم جامعه وضع شده است جايز نيست هر چند در كشورهای غيراسلامی باشد.*

با توجه به این نظر مثلا فرار از پرداخت عوارض گمركي در كشورهاي خارجي مجاز نیست.

-------------------------------------

*نظر تعدادی از  علمای  معاصر  از جمله مقام معظم رهبری


+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 و ساعت 22:24 |

سوال:

اگر پول شبهه دار یا حرام در اموال شخصی مخلوط شود، آیا ارث رسیدن به فرزندان از اموال آن شخص نیز حرام یا شبهه دار می باشد؟

جواب:

اگر يقين به وجود مال حرام در اموال به ارث رسيده داريد، ولى مقدار دقيق آن را نمى‏دانيد و صاحب آن را هم نمى‏شناسيد، راه حلال كردن آنها اين است كه خمس آن را بپردازيد.

اگر مقدارآنرا می دانید ولی صاحبانش را نمی دانید آن مقدار را از طرف صاحبان آنها صدقه بدهید.

-----------------------

اطلاعات بیشتر:رساله عملیه مراجع و استفتائات؛قسمت مال آمیخته به حرام

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 و ساعت 18:47 |
وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ (انفال/2)؛ و بدانيد که اموال و اولاد شما وسيله آزمايشند.
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ (تغابن / 15)؛ جز اين نيست که اموال و اولاد شما وسيله آزمايشند.

در اين راستا مي توان بارز ترين نمونه هاي تاريخي در اين خصوص را در زندگي برخي انبياء الهي نظير نوح و لوط و... جستجو كرد. نكته اي كه در طول زندگي اين بزرگواران به خوبي قابل مشاهده است جدا كردن حساب خود از اطرافيان ناصالح در خانواده مي باشد كه نهايتا منجر به عاقبت به خيري آنها مي شود.

اما با نگاهي اجمالي به تاريخ انقلاب نيز وجود نمونه هاي متعدد از اين دست به كرات به چشم مي خورد.


آيت الله محمدي گيلاني

يكي از بارز ترين نمونه ها در اين خصوص نحوه برخورد آيت الله محمدي گيلاني در قبال دو فرزند ناخلف خود مي باشد كه در جریان بلوای منافقین در خرداد سال 60 ، به همراه عده زیادی از منافقین دستگیر شدند. در آن زمان، برخلاف امروز، که فرزندان خواص! حاشيه امني جهت انجام اقدامات خود احساس مي كنند، فرزندان ايشان گرفتار تيغ عدالت پدر شده و نهايتا حضرت آیت الله خود شخصا آنها را محاكمه و حكم اعدام را صادر نمود.

شاید به پاس همین عدالت‌طلبی و بی‌توجهی به ملاحظات خانوادگی در راستای حفظ نظام بود كه 28 سال بعد رئیس جمهور در دیدار با ايشان وي را مدال افتخاري بر سينه ملت ايران دانسته و افزود: «آیت الله محمدی گیلانی عدالت را از خودشان آغاز کردند.»


آيت الله حسني امام جمعه اروميه


رشید حسنی (پسر بزرگ آیت‌الله حسنی) پس از پیروزى انقلاب ناگهان به گروه سیاسى سازمان فدائیان خلق پیوست و از سران آنها شد، به طورى كه مسئولیت شاخه آذربایجان غربى بر عهده او بود. در پي شناسايي محل حضور رشيد در تهران آيت ا... حسني حكم دستگيري وي را صادر كرد. وي در بخشي از خاطرات خود مي نويسد : " جایش را شناسایى كردیم. در كمیته انقلاب تهران با آیت‌الله مهدوى‌كنى تماس گرفتم و گفتم: یك موردى هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم است..... گفتم اگر مقاومت یا فرار كند، بزنید، نگذارید فرار كند و اگر هم تسلیم شد، دستگیر كنید و به كمیته تحویل بدهید. آنها رفتند و او را دستگیر كردند."


امام جمعه شهرستان اروميه در ادامه مي افزايد : "رشید را بعد براى بازجویى و محاكمه به تبریز انتقال دادند. او چون محل فعالیت‌هایش آذربایجان بود در این شهر محاكمه و به اعدام محكوم شد و بلافاصله حكم اجرا گردید…»

در اين رابطه وي بعدها نيز كمترین تردیدی از خود نشان نداده و می‌نویسد: "وقتى خبر اعدام رشید را شنیدم، چون به وظیفه خود عمل كرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصى ولو پسرم باشد، شوخى ندارم و با هیچ احدى در این مورد عقد اخوتى هم نبسته‌ام. هنوز هم اگر یكى از فرزندانم بر ضدانقلاب و رهبرى خداى ناكرده فعالیت كند، همان كارى را خواهم كرد كه با رشید كردم."
امام خميني(ره)

در سال 59 وقتي سيدحسين خميني در مشهد در دفاع از بني‌صدر سخنراني كرده بود مردم در اعتراض به او حمله‌ور شدند كه وي دست به اسلحه برد و نيروهاي كميته او را از بين مردم بيرون آوردند.

حضرت امام پس از اطلاع از اين موضوع بدون كوچكترین ملاحظه‌ای بر ضرورت برخورد قاطع با تحركات وی تأكید و بخصوص بر این نكته كه انتساب وی به بیت امام نباید سبب ملاحظه و تبعیض در برخورد با وی از سوی نیروهای انتظامی گردد، تصریح نمودند. ايشان دستور دادند سيد حسين خميني تحت‌الحفظ به تهران بازگردانده شود و اگر دست به اسلحه خود زد او را با تير بزنند.


آيت الله خزعلي:


اما بعنوان آخرين نمونه ميتوان به مهدي خزعلي فرزند آيت ا... خزعلي اشاره كرد كه با حضور محوري خود در فتنه 88 و افتادن به زندان در پي آن، آخرين برگ از داستان بيراهه رفتن فرزندان بزرگان را رقم زد. لذا اين بار نيز شاهد مفارقت و اعلام برائت بزرگي از فرزند خود بوديم. آيت ا... خزعلي ضمن تأكيد بر انحراف فرزندش بيانيه اي در برائت از وي صادر كرد كه به شرح زير است:


"خداوند متعال مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم» و نيز تذكر مي‌دهد «لا تجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا آباءهم او ابناءهم.

در اين دو آيه ارجمند خداوند سبحان به ما تنبه مي‌دهد اگر اولادتان با خدا و رسول كنار نيامدند از آنها احتراز كنيد و آنها را دوست نداشته باشيد .

مدت مديدي است پسرم مهدي خزعلي از راه مستقيم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحيت مي‌كنم و براي هدايتش متوسل به اولياي خدا مي‌شوم اثر نمي‌كند.... ديگر كاسه صبرم لبريز شده، ديگر با او صحبت نمي‌كنم و حرف‌هاي نامناسب او را بر نمي‌تابم.

ملت انقلابي عزيز هميشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل كند، نپذيرند. با من ارتباطي ندارد ولي الان هم دعا مي‌كنم خداوند به او توفيق دهد كه از راه انحرافي كه پيش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئيس جمهور و مسلمين عزيز را از شر او مصون و محفوظ بفرمايد."

-------------------------------

اطلاعات بیشتر در اینجا

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در جمعه بیست و چهارم دی 1389 و ساعت 19:10 |

جای بسی تأسف است که در جامعه پیشرفته کنونی، جهالت نیز همچنان در پوششی مدرن ساده لوحان زمان ما را از سوراخهای متعدد به نیش خود میگزد و باز هم این روند تکرار میشود...

مهره مار!!!

اگر این واژه را در گوگل بنویسید و جستجو کنید بیش از یک میلیون صفحه خواهید یافت که در بسیاری از آنها برای خالی کردن جیب ساده اندیشان به تبلیغ مهره مار با قیمتهایی کذایی پرداخته اند.

از ما مهره مار بخرید تا محبوب قلوب شوید!!؟؟؟

البته جلب محبت دیگران راههای عاقلانه ای دارد که با کمی فکر همه می توانند به بعضی از آن راهها دست یابند؛در شریعت اسلامی نیز راههای مختلفی برای این امر توصیه شده است:

1. قرآن کریم راه محبوب شدن بین مؤمنان را بیان فرموده: «مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مى‏دهد!».[1]

طبق این آیه شریفه، عامل  محبوبیت در میان دیگران، ایمان قلبی به خداوند و عمل صالح است؛ 


2. در برخی از روایات، اعمال و اذکاری برای محبوبیت میان دیگران آمده است، که برخی از این احادیث بیان می شود:

امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«كسى كه در برخورد با مردم از در الفت و محبت وارد شود، مردم دوستدار وى خواهند بود».[2]

امام باقر (علیه السلام) فرموده اند: «بشّاشیّت و گشاده‏روئى در برخوردهاى اجتماعى، مايه جلب محبت مردم و قرب به خداوند است».[3]

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر كس هر روز يا هر شب بر خواندن سوره نجم مداومت كند، در ميان مردم مورد ستايش خواهد بود، و گناهانش آمرزيده مى‏شود، و مورد علاقه مردم قرار مى‏گيرد.»[4]

--------------------------

[1] .سوره مبارکه مریم، آیه 96.

[2] . تميمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، ص 414، ح 9452، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 ش.

[3] . محدّث نورى، مستدرك الوسائل، ج 8، ص 453، مؤسسه آل البيت (ع)، قم، 1408 ق.

[4] . شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ترجمه انصارى محلاتى، ‏محمد رضا، ص 225، نسیم کوثر، قم، چاپ اول، 1382ش.

----------------------

برای اطلاعات بیشتر به اینجا بروید.

+ نوشته شده توسط محمد مسعودی در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 و ساعت 11:37 |


Powered By
BLOGFA.COM